|
|
|
اگر سیگار همدیگر را آتش نزنیم پس چه خاکی به سر بریزیم؟ |
|
... سيمون: (زل زده به دود سيگارش) نه... منم نيستم... هيچي نيستم. شايد همين دوديام كه سرگردونه توي هوايي كه پر از خفگيه، هي داره ميره بالا و بالا./ خدمتكار: توي ابرها... شايد يه تيكه ابر بشه، نه؟ / سيمون: اونوقت گرفتار يه سرگردوني بزرگتر ميشه. / خدمتكار: شايدم بارون بشه. / سيمون: نگفتي اسمت چيه؟ ... تکهپاره دیالوگهایی از نمایشنامهی اتاق زیر شیروانی منتشر شده در سایت اثر
+
محسن عظیمی
|
|
فرو میر
فرو میر
آی ای شمعک فرو میر
که نباشد زندگانی هیچ
الا سایهای لغزان
و بازیهای بازی پیشهای نادان
که بازد
چندگاهی پرخروشوجوش
نقشی اندر این میدان
و دیگر هیچ
زندگی افسانهایست
کز لب شوریدهمغزی گفته آید
سربهسر
خشم و خروش و غرش و غوغا
لیک بیمعنا
لیک بیمعنا