تبليغاتX
همین و دیگر هیچ - " کنسرت سکوت "

همین و دیگر هیچ

اگر سیگار همدیگر را آتش نزنیم پس چه خاکی به سر بریزیم؟

 

در اين سكوت سرد سياهي

آقايان

خانوم ها

دست نزنيد !

تو را به جان سايه هاي سوخته

وقتي صداي ساز

مي سايد سبزي را روي سايه خسته من و آفتاب

وقتي نم نم باران اين ساز

مي رقصاند رويا را

روي سردي سكوت اين سياهي

دستهايتان را

از روي شـــــانه هاي خسته صندلي هاتان

از زير سينه هاي سترگ بغل دستي هاتان

از توي لبـــهاي به هم دوخته گره خورده تان

برداريد

صداي ساز دارد

سرود دستهايي را مي سرايد

كه بايد چوبه دار شوند

بر گردن اين سياهي

آقايان

خانوم ها

كم بگوييد سيم سل اين ساز كوك نيست

كه اگر نيست

حوصله ساز سر رفته

از كوك تكراري دست هاي شما

در اين سكوت سرد سياهي

 

 

+ محسن عظیمی |

فرو ‌میر
فرو‌‌ میر
آی ای شمعک فرو میر
که نباشد زندگانی هیچ
الا سایه‌ای لغزان
و بازیهای بازی پیشه‌ای نادان
که بازد
چندگاهی پرخروش‌و‌جوش
نقشی اندر این میدان
و دیگر هیچ
زندگی افسانه‌ای‌ست
کز لب شوریده‌مغزی گفته آید
سر‌به‌سر
خشم و خروش و غرش و غوغا
لیک بی‌معنا
لیک بی‌معنا

Home
Email
Night Skin