تبليغاتX
همین و دیگر هیچ

"پلاک23 "

زمین؛ بر سیب سرخ زمان، می‌دهد سلام. زمان؛ سوگوار از سرود سرد سوزناک سکوت، سردی را می‌کند جواب؛ با سنگفرشی از سبزینه بهار، بر سینه زمین...

عبارات کهنه‌ای مثل؛ سال نو فلان و بهمان، نو بودن نوروز و بهار را به باد کهنگی می‌دهند، امیدوار نیستم، اطمینان دارم اگر بخواهیم هر دمِ من و تو، بازدمی جاودانه خواهد داشت، در هر دمی که می‌خواهد باشد. پیشکشم به همه، معرفی رمان تازه‌ایست از کسی که همه وجودش، نویسنده است؛ فردین نظری که رمان تازه‌اش را اینچنین دیوانه‌وار آغاز می‌کند:  

برادر من احمد در اصل پسر من است، این ماجرا برمی‌گردد به تابستان بیست‌ونه سال پیش...

پلاک 23. فردین نظری. چاپ و نشر آزاد

محسن عظیمی