" اثر "
...
سيمون: (زل زده به دود سيگارش) نه... منم نيستم... هيچي نيستم. شايد همين دوديام كه سرگردونه توي هوايي كه پر از خفگيه، هي داره ميره بالا و بالا./ خدمتكار: توي ابرها... شايد يه تيكه ابر بشه، نه؟ / سيمون: اونوقت گرفتار يه سرگردوني بزرگتر ميشه. / خدمتكار: شايدم بارون بشه. / سيمون: نگفتي اسمت چيه؟
...
تکهپاره دیالوگهایی از نمایشنامهی اتاق زیر شیروانی منتشر شده در سایت اثر
تکهپاره دیالوگهای محکوم به "سکوت"
۱
من: (سکوت) / تو:دروغ میگی! / من: آره دروغ میگم، اصلاً من خود دروغم، همون دروغی که ننهم به بابام گفتش، همین دروغی که تو داری به مامای جونت میگی تا به آقا جونت بگه! / تو: (سکوت)
۲
من: (سکوت) / تو: مگه دین و ایمون نداری؟ زبونم روزهس، یه کمکی بده این بیصاب موندهرو کولم بگیرم! / من: خب منم روزهم، خیلی هم گشنمه، شکم گشنهم که دین و ایمون نمیشناسه! / تو: (سکوت)
۳
من: (سکوت) / تو: پاهاشو گذاشترو سرمو پرید اونور، هر چی زور زدم پاهـام به سرم نرسید و موندم اینور! / من: (سکوت)
تمام متن
